درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo

<

كد پرواز پرندگان



نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:جمعه 8 دی 1391-11:56 ق.ظ

با ما از فرزندان سخن بگو

آنگاه زنی كه كودكی در آغوش داشت گفت :

ای پیامبر با ما از فرزندان سخن بگو.

و او گفت :

فرزندانِ شما فرزندان ِشما نیستند.

آن ها پسرها و دختران ِخواهشی هستند كه

زندگی به خویش دارد.

آن ها به واسطه ی شما می آیند ،اما نه از شما ،

و با آن كه با شما هستند ،‌اما از آنِ شما نیستند .

شما می توانید مهرِ خود را به آنها بدهید،

اما نه اندیشه هایِ خود را ،

زیرا كه آنها اندیشه های خود را دارند.

شما می توانید تنِ آنها را در خانه نگاه دارید ، اما نه روحشان را ،‌

زیرا كه روح ِآنها درخانه ی فرداست ،‌كه شما را

به آن راه نیست ، حتی در خواب.

شما می توانید بكوشید تا مانندِ آنها باشید ،

اما مكوشید تا آنها را مانندِ خود سازید.

زیرا كه زندگی واپس نمی دهد و در بندِ دیروز نمی ماند.

شما كمانی هستید كه فرزندتان مانندِ تیرِ زنده ای از چله ی آن

بیرون می جهد.

كمانگیر است كه هدف را در مسیرِ نامتناهی می بیند ،‌و اوست

كه با قدرتِ خود شما را خم می كند تا تیرِ او را تیز پر و دور رس

به پرواز در آورید.

بگذارید كه خم شدنِ شما در دستِ كمانگیر از روی شادی باشد؛

زیرا كه او هم به تیری كه می پرد مهر می ورزد و هم به مكانی كه

در جا می ماند.

منبع: کتاب "پیامبر و دیوانه" نوشته‌ی جبران خلیل جبران، ترجمه‌ی نجف دریابندری، تهران: نشر کارنامه، 1380 (چاپ پنجاه و یکم 1384) نقل از ص 45

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : در کلام بزرگان 
نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:پنجشنبه 7 دی 1391-11:55 ب.ظ

رمز موفقیت

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید

 

هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود.
وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.
مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید، “در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟”
پسر جواب داد: “هوا”
سقراط گفت:” این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد” رمز دیگری وجود ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : در کلام بزرگان 
نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1391-01:20 ب.ظ

گلچین سخنان امام محمد غزالی

علم بی‌عمل، دیوانگی است و عمل بی‌علم، شدنی نیست. علمی که تو را از معاصی باز ندارد و به اطاعت معبود وادار نکند، فردای قیامت تو را از آتش دوزخ باز نخواهد داشت. اگر امروز به دانشت عمل نکنی و درصدد جبران روزهای گذشته برنیایی، روز قیامت از آنانی خواهی بود که می‌گویند: خداوندا! ما را به دنیا بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، و آن‌گاه به تو می‌گویند: احمق! تو خود از آنجا آمده‌ای. امام محمد غزالی

خوشیها و لذتها بر سه درجه است:
اول آنکه پست تر است مثل شکم و زیر شکم،خلق بیشتر آن بدانند و بدان مشغول باشند و دلیل پستی این است که همه حیوانات با وی در این امر شریک بلکه غالبند، همچون مگس و مور و کرم
دوم لذت غلبه و ریاست است که بعضی حیوانات با وی شریکند، همچون شیر و پلنگ.
سوم لذت علم و حکمت و معرفت حق تعالی که این را هیچ جانوری ندارد. امام محمد غزالی

فرق مومن و دنیاطلب:
مومن به فکر و عبرت مشغول بُود و منافق به حرص و اَمَل.
مومن از همه کس نومید بُود مگر از حق تعالی و منافق به همه کس امید دارد مگر حق تعالی.
مومن مال فدای دین کند و منافق دین فدای مال کند.
مومن طاعت همی دارد و همی گرید و منافق معصیت همی کند و همی خندد.
مومن تنهایی و خلوت را دوست دارد و منافق در جمع بودن و ازدحام و شلوغی را.
مومن همی کارد و ترسد که ندرود و منافق نکارد و طمع دارد که بدرود. امام محمد غزالی

ده اصل مهلکات عبارتند از:بخل،کبر،عجب،ریا،حسد،خشم،شهوت(طعام و سخن و...)،دوستی مال و جاه و حرص
ده اصل منجیات عبارتند از:توبه،پشیمانی بر گناه،صبر بر بلا،رضا بر قضا،شکر بر نعمت،برابر داشتن خوف و رجا،زهد در دنیا،اخلاص در طاعات،خلق نیکو با مردم و دوستی خدای تعالی امام محمد غزالی

اگر طاعت شهوت داری،در تو صفت پلیدی،بی شرمی،حریصی،چاپلوسی،خسیسی،شماتت و حسد پدید آید و اگر مقهور گردانی ، در تو صفت قناعت،خویشتنداری،شرم،پارسایی و بی طمعی پدید آید... امام محمد غزالی

بدان که سِحر دنیا آن است که خویشتن را به تو نماید چنان که تو پنداری که وی خود ساکن است وبا تو قرار گرفته در حالی که وی از تو بردوام گریزان است ولیکن به تدریج و ذره ذره حرکت می کند.ومثل وی چون سایه ای است که در وی نگری:ساکن نماید٬و وی بر دوام همی رود.و معلوم است که عمر تو چنین است:بر دوام می رود٬وبه تدریج هر لحظه کمتر می شود . و آن دنیاست که از تو می گریزد و ترا وداع می کند٬و تو از آن بی خبر! امام محمد غزالی

بدان كه ریا كردن به طاعتهای حق تعالی به شرك نزدیك است، و هیچ بیماری بر دل پارسایان غالبتر از این نیست كه چون عبادتی كنند خواهند كه مردمان از آن خبر یابند و جمله ایشان به پارسا اعتقاد كنند... امام محمد غزالی

اصل خشم و غضب از آتش است که زخم آن به دل می رسد و نسبت آتش با شیطان است، آنجا که گفت: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(اعراف: 12) و کار آتش حرکت و ناآرامی است، در حالی که کار گل و خاک سکون و آرامش است و هر کس خشم بر او غالب شود، نسبت و شباهت او با شیطان بیش از آدم است. امام محمد غزالی

همت در جان می‌باید داد و هزیمت در نفس و تن بر مرگ می‌باید نهاد؛ ‌چرا که منزل، گورستان است و اهل قبور منتظرند تا ببینند چه موقع به آنان می‌پیوندی. پس مبادا که بی‌زاد و توشه بروی. امام محمد غزالی

آن‌گونه که می‌پسندی زندگی کن، ولی بدان که عاقبت مرگ در انتظار توست. امام محمد غزالی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : در کلام بزرگان 
نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:شنبه 7 مرداد 1391-03:35 ب.ظ

آموختم که:

موختم که :


با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه

رختخواب خرید ولی خواب نه

ساعت خرید ولی زمان نه

می توان مقام خرید ولی احترام نه

می توان کتاب خرید ولی دانش نه

دارو خرید ولی سلامتی نه

خانه خرید ولی زندگی نه

و بالاخره می توان قلب خرید، ولی عشق را نه


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : در کلام بزرگان 
نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:شنبه 7 مرداد 1391-03:31 ب.ظ

سخنی با خدا

گفتم: خسته‌ام

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله

.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره

گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.



گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم

گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.


گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله .:: کارایی که بهت گفتم
انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!

گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا .:: (مردم به چی دلخوش
کردن؟!) ::.

باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفتی: ان الله یحب المتوکلین .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره .:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.



پروردگارا مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی بگردان

تا به کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم از دست نرود



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : در کلام بزرگان 
نویسنده :آرمان جوان
تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-11:38 ب.ظ

خطبه های نماز جمعه زاهدان

مولانا عبدالحمید در خطبه های این هفته نماز جمعه اهل سنت زاهدان، با تلاوت آیه
ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic